شعر و متن عاشقانه
غنچه از خواب پرید، و گلی تازه به دنیا آمد.
خار خندید و به گل گفت "سلام". و جوابی نشنید..
خار رنجید ولی هیچ نگفت.
ساعتی چند گذشت. گل چه زیبا شده بود .
دست بی رحمی آمد نزدیک . گل سراسیمه زوحشت افسرد .
لیک آن خار در آن دست خلید.
وگل از مرگ رهید. صبح فردا که رسید .
خار باشبنمی از خواب پرید. گل صمیمانه به او گفت "سلام"
نوشته شده در چهارشنبه 88/1/12ساعت
12:7 عصر توسط محسن آتیش نظرات ( ) | |
قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |