سفارش تبلیغ
صبا ویژن
شعر و متن عاشقانه

سلامی به گرمی نور خورشید ؟


به غرش طوفان به نرمی شن به بلندی درخت به لطافت گل همیشه بهار و به پاکی شقایقهای دشت زندگی


 خوبم


زندگی یک پل است . یک پل بین تولد و ابدیت... در برابر  دیار
ناشناخته قبل از تولد و دنیای نا مفهوم و تاریک مرگ هم هستی . زندگی قابل
لمس ما آدمهاست.


تنها یک لحظه است  برای یک لحظه روی پل زندگی قرار می گیریم.
بازی میکنیم. شیطنت میکنیم. شکست میخوریم. پیروز می شویم و سر انجام پیر و
خمیده با کوله باری از آرزوهای فرو کوفته ازپل می گذریم و در ابدیت محو می
شویم... از پشت سرمان از دیار قبل از تولد هیچ نمی دانیم در آنسوی پل هم
همه چیز در ابر و مه پیچیده شده * تنها چیزی که می بینیم همین پل است
افسوس که هرگز زمان به ما اجازه نمی دهد دوباره پل را طی کنیم . ( هرگز)


          سعی کن واقعیت های زندگی را درک کنی و توجه


ظاهر و فریبنده عالم انسان شدن نباشی *همیشه به دیگران محبت
کن و ازهیچ کس انتظار محبت را نداشته باش چرا که گل سرخ در شوره زار نمی
روید ...


یاور همیشه مومن من*


      هیچ چیز در زندگی به اندازه تجربه و ایمان مهم نیست


من کوچکتر از آن هستم که پندی به شما بدهم ولی به عنوان یک دوست حقیرت از من بپذیر که:


صادق باش*با همه مثل آینه وامیدوار باش * حتی در مشکل ترین
لحظه ها سعی کن واقع بین باشی و به آینده امیدوار باشی * همیشه سعی کن شاد
باشی حتی در ظاهر* چون هیچ چیز ارزش غصه خوردن را ندارد و از همه مهم تر
توکل و توسل را فراموش نکن*


عظمت واقعی انسان در آن است که اگر کسی در زندگی   شکست خورد و به زمین خورد دوباره بر خیزد نه آنکه بلند نشود


 


        زندگی مانند چرخ و فلکی است گردون که می گردد


و لحظه ها سپری می شود و لحظات دوستی که بهترین لحظات عمرمان
است هرگز بر نمی گردد پس عزیز من بیا قدر همه و همینطور قدر این لحظات را
بدانیم واز محبت نسبت به همدیگر و اطرافیان دریغ نکنیم . لحظه های شیرین
زندگی برای همه خلق شده پس سعی کنیم با بهره گیری از این دوران با سعی و
تلاش آینده ای سرشارازموفقیت و پیروزی را برای خود بسازیم .


زندگی بهاریست که گاه ابر خزان بر آن سایه می افکند و عزیز
ترین کسان را از هم جدا خواهد کرد . اگر روزی روزگاری نگاهت بر این چند
سطر افتاد مرا به یاد آور و اگروجودم برای همیشه در خاک مدفون بود برای
تسلی روحم قطره ای اشک بفشان * فقط چند قطره اشک...


زندگی زیباست اما اگر در تلاطم آن اسیر نگردی.


زندگی چون امواج دریایی می ماند گاهی با جهش بلند خودبر ساحل
می کوبد تلاش می کند که دامنه حصار خود را باز گشاید و گاهی آنچنان میگردد
که حتی با پرتاب سنگ هم جنبشی در آن دیده نمی شود *حال گذر زندگی چنین جذر
و مدی را به همراه دارد پس چرا باید گذاشت ظا لمان مدعی که از هر سر
انگشتانشان خون بیگناهی می چکد به دوش ما گذارند و ما حتی به آنها نگاه
نکنیم و این زندگی نمی باشد بلکه به معنای واقعی کلمه مرگ است


نوشته شده در جمعه 89/1/27ساعت 3:29 عصر توسط محسن آتیش نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس